+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 13:34  توسط nanaz jo0o0on
|
salam
khubin? khoshin? salamatid?
man 2bare umadam bad az 3 mah
matalebe jadid mizaram
bekhunid nazar bedid ok?
bubye
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 10:42  توسط nanaz jo0o0on
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 16:25  توسط nanaz jo0o0on
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 16:24  توسط nanaz jo0o0on
|
خبر بد از تمرين تيم ملي در آلمان :
هنگامي كه علي كريمي براي روحيه دادن به تيم
داشت گيتار ميزد پليس گرفتش ...
چون معلوم شد گيتار شماعی زاده بوده , در بازي بعدي نيست ...! 
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 15:45  توسط nanaz jo0o0on
|
کدام گزينه صحيح است؟
۱. اونجاي دایی
۲. اونجام تو اون جاي علي دايي
۳.همه موارد
از سوي فيفا بهترين تماشا چي ايراني از شهرستان اردبيل بوده و معرفي شد : علي دايي
يعد از بازي ايران و مكزيك فيفا رسما علي دايي رو پدر فوتبال ايران معرفي كرد !!!
وظيفه علي دائي در بازي ايران و مکزيک چه بود؟
.
.
.
.
حمل يک تخته قالي تا وسط زمين و تحويل آن به کاپيتان مکزيک.
راي كميته ي انضباطي FIFA :
چون دايي مكزيكي بود ولي با لباس ايران بازي ميكرد
ايران رو 3 بر 0 برنده اعلام كرد ...! ! !
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 15:43  توسط nanaz jo0o0on
|
برد غرور افرين 5-1 تيم ملي كشورمان را مقابل مكزيك را به شما دوستان تبريك عرض مي كنم ( انجمن اس ام اس بازان تيمارستاني )
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 15:41  توسط nanaz jo0o0on
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 16:16  توسط nanaz jo0o0on
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 14:53  توسط nanaz jo0o0on
|
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 16:36  توسط nanaz jo0o0on
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 16:33  توسط nanaz jo0o0on
|
کلمات کاربردی رشتی ها:
ریش=در هر صورت
حمام=پاکستان
آسانسور=تاکسی دیواری
شیشه=اونورش پیدا
آأمان=نازی آباد
چاقو=تو دل برو
گوشتکوب=لهستان
توالت=زور خونه
دمپایی=نفر بر یا (منبر)
تانک=حیدر
دکمه =بستنی
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 16:25  توسط nanaz jo0o0on
|
دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميكنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!
به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!
به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 16:17  توسط nanaz jo0o0on
|